توضیحات
سخنی کوتاه درباره ۱۶ دلیل که کسب و کار شما را به رکود می کشاند
در این کتاب می خوانید که من چطور کسب و کار خودم یعنی دریمشاین را در اوج رکود اقتصادی سال 2008 راه انداختم. موسسه ای که الان دارم، در جایی تاسیس شد که عملا انبار غله بود، موسسه ای که اولین کمپ از نوع خود برای افراد معلولیت است.
من طی 13 سال کارآفرینی با انواع و اقسام مسائل زیر روبرو شده ام:
- شکایت ها
- مسائل قراردادی
- مسائل پیمانکاری
- استخدام و اخراج
- برخورد با انواع سختی ها و مشکلات
- تردید، ترس، اندوه و اضطراب
- چالش ها
- فراز و فرودهای مالی
- شکست ها
- موفقیت ها
شاید همه چیز به طرز عجیبی احمقانه به نظر می رسید، اما من از این ها بی شما درس گرفتم، یاد گرفتم چطور مهارت رهبری را توسعه دهم.
توانستم در دریمشاین کارهای شگفت انگیزی انجام دهم. موسسه ی ما در حوزه ی خود، کمترین نرخ تغییر نیروی انسانی را داشته است، عددی معادل 11 درصد، در حالی که این رقم در کل ایالت اوهایو 74 درصد یا بالاتر است. همچنین یاد گرفتم چطور یک تیم عالی به نام تیم رویایی بسازم که همه ی این ها، نتیجه ی تلاش و پشتکار بوده است.
من این کتاب را نوشتم چون تعدادی به اصطلاح کارشناس که هیچ موفقیت عملی در زمینه عملی در زمینه ی رهبری ندارند، وارد این عرصه شده اند.
صاحب کسب وکار بودن یکی از سخت ترین کارهایی است که من انجام دادم، سخت تر از بیدارشدن در سلول زندان. اما یکی از باارزش ترین کارهایی بوده که انجام داده ام.
من توانستم سازمانی با تیم رویایی و شگفت انگیزم خلق کنم تا زندگی تا زندگی صدها فرد دارای ناتوانی رشدی را متحول کنیم که البته به خدمت کردنشان افتخار می کنیم.
در طول این کتاب، من تعدادی تمرین ارائه می کنم که واقعا مفیدند و همچنین یک سری بمب های حقیقت موردعلاقه ی خودم را نیز مطرح می کنم که باور شما برای رشد کردن و مجهز شدن به اقدامات عملی گسترده را به چالش می کشد، تا در هر سطحی از کسب وکارتان عالی باشید.
رهبری یعنی وقتی همه خسته شدند و دست از پیشروی کشیدند، شما تسلیم نشوید و به تیمتان انگیزه بدهید تا راه را ادامه دهند، هرچند خودتان در سکوت درد خستگی راه را به جان می خرید.



نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.