| سرشناسه | اسکات برکهولدر |
|---|---|
| مترجم | میلاد استاد محمدنظری |
| ناشر | دیده بان قلم فرتاک |
| طراح جلد | مرجان حسین زاده |
| تعداد صفحه | ۱۱۸ صفحه |
| چاپ | اول |
| تاریخ انتشار | تابستان ۱۴۰۵ |
| نسخه | فیزیکی, pdf |
129,000 تومان–250,000 تومان
کتاب مدیریت استراتژیک پروژه نوشته اسکات برکهولدر و ترجمه میلاد استاد محمدنظری، به رابطه میان مدیریت پروژه و اهداف راهبردی سازمان میپردازد. در بسیاری از سازمانها، پروژهها صرفاً مجموعهای از فعالیتها برای رسیدن به یک خروجی مشخص نیستند؛ بلکه باید در راستای اهداف کلی کسبوکار و سازمان تعریف و اجرا شوند.
عنوان اصلی این اثر Strategic Project Management: Unlocking Success Through Effective Strategies است. این کتاب در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، حدود ۱۳۰ صفحه دارد و بر موضوعاتی مانند همسو کردن اهداف پروژه با اهداف کلان سازمان، برنامهریزی، کاهش ریسک و رهبری تطبیقی تمرکز میکند.
مدیریت استراتژیک پروژه یعنی نگاه کردن به پروژه از زاویهای فراتر از زمانبندی و کنترل فعالیتها. در این رویکرد، پروژه باید مشخص کند چرا اجرا میشود، چه ارزشی برای سازمان ایجاد میکند و چگونه میتواند به اهداف کلان کمک کند.
در مدیریت سنتی پروژه، توجه زیادی به زمان، هزینه و محدوده وجود دارد. این عوامل همچنان مهم هستند، اما از دیدگاه استراتژیک باید پرسید آیا پروژه اساساً در مسیر درست حرکت میکند و آیا نتیجه آن با جهتگیری سازمان هماهنگ است یا خیر.
به همین دلیل، مدیر پروژه علاوه بر مهارتهای اجرایی، به درک استراتژی سازمان نیز نیاز دارد.
یکی از چالشهای مهم سازمانها، ایجاد فاصله میان استراتژی و اجراست. ممکن است مدیران ارشد اهداف مشخصی برای سازمان تعیین کنند، اما پروژههایی که در سطح عملیاتی اجرا میشوند الزاماً به همان اهداف متصل نباشند.
وقتی میان پروژه و استراتژی سازمان ارتباط روشنی وجود داشته باشد، اولویتبندی پروژهها آسانتر میشود و منابع به فعالیتهایی اختصاص پیدا میکنند که ارتباط بیشتری با اهداف سازمان دارند.
در منابع معرفی اثر نیز یکی از محورهای اصلی آن، همراستا کردن اهداف پروژه با اهداف گستردهتر سازمان عنوان شده است.
هر پروژه باید با یک هدف مشخص آغاز شود. هدف پروژه مشخص میکند که تیم قرار است در پایان چه نتیجهای ایجاد کند.
اهداف مبهم میتوانند مشکلات مختلفی ایجاد کنند؛ زیرا اعضای تیم ممکن است برداشتهای متفاوتی از موفقیت پروژه داشته باشند.
اهداف روشن به تیم کمک میکنند اولویتهای خود را بهتر مشخص کند و معیارهای مشخصتری برای ارزیابی پیشرفت داشته باشد.
از نگاه استراتژیک، هدف پروژه باید علاوه بر خروجی مستقیم، با ارزش مورد انتظار سازمان نیز ارتباط داشته باشد.
برنامه ریزی پروژه یکی از مراحل اصلی مدیریت است. زمانبندی فعالیتها، تعیین منابع، شناسایی مسئولیتها و مشخص کردن مراحل اجرا به تیم کمک میکند مسیر پروژه را بهتر مدیریت کند.
اما برنامهریزی صرفاً تهیه جدول زمانبندی نیست. پیش از مشخص کردن اینکه «چگونه» یک پروژه اجرا شود، باید درباره اینکه «چه چیزی» قرار است ایجاد شود و «چرا» این پروژه اهمیت دارد نیز تصمیمگیری شود.
این نوع نگاه به برنامهریزی باعث میشود فعالیتهای پروژه از هدف اصلی جدا نشوند.
هیچ پروژهای کاملاً بدون ریسک نیست. تغییر نیاز مشتری، افزایش هزینهها، کمبود منابع، تأخیر در تأمین، مشکلات فنی و تغییر شرایط بازار میتوانند اجرای پروژه را تحت تأثیر قرار دهند.
مدیریت ریسک پروژه به شناسایی این تهدیدها، بررسی احتمال وقوع آنها و آماده شدن برای واکنش مناسب کمک میکند.
مدیر پروژه نباید فقط زمانی به ریسک توجه کند که مشکل اتفاق افتاده باشد. شناسایی زودهنگام ریسکها میتواند فرصت بیشتری برای پیشگیری یا کاهش اثر آنها ایجاد کند.
معرفی کتاب نیز بر موضوع risk mitigation یا کاهش ریسک به عنوان یکی از محورهای آن تأکید دارد.
موفقیت پروژه را نمیتوان فقط با تحویل بهموقع یک محصول اندازهگیری کرد.
ممکن است پروژهای در زمان مقرر و با بودجه تعیینشده به پایان برسد، اما نتیجه آن ارزش مورد انتظار سازمان را ایجاد نکند.
از نگاه استراتژیک، موفقیت میتواند شامل تحقق اهداف، ایجاد ارزش، پاسخ به نیاز ذینفعان و کمک به جهتگیری بلندمدت سازمان باشد.
به همین دلیل، تعریف موفقیت باید پیش از شروع پروژه تا حد امکان روشن باشد.
مدیر پروژه فقط مسئول پیگیری زمانبندی و تقسیم وظایف نیست. در پروژههای پیچیده، مدیر باید بتواند میان نیازهای مختلف تعادل ایجاد کند و تصمیمهای مهم را در شرایط متغیر بگیرد.
مهارت ارتباطی، حل مسئله، مدیریت ریسک، برنامهریزی و رهبری تیم از تواناییهایی هستند که در مدیریت پروژه اهمیت دارند.
رویکرد استراتژیک باعث میشود مدیر پروژه همزمان به عملیات روزمره و تصویر بزرگتر سازمان توجه داشته باشد.
پروژهها معمولاً توسط تیمهایی با تخصصهای متفاوت اجرا میشوند. بنابراین ایجاد هماهنگی میان اعضا یکی از وظایف مهم رهبر پروژه است.
رهبر باید بتواند اهداف را روشن کند، مسئولیتها را مشخص نماید، تعارضها را مدیریت کند و اعضای تیم را در مسیر هدف مشترک نگه دارد.
در محیطهای متغیر، سبک رهبری نیز ممکن است نیازمند انعطاف باشد. معرفی کتاب اسکات برکهولدر نیز بر adaptive leadership یا رهبری تطبیقی در محیط پروژه تأکید دارد.
تصمیمگیری در پروژه معمولاً با محدودیت زمان و منابع همراه است. تیم ممکن است مجبور شود میان چند گزینه انتخاب کند و همه گزینهها نیز پیامدهای یکسانی نداشته باشند.
نگاه استراتژیک کمک میکند این تصمیمها بر اساس اولویتها و اهداف اصلی پروژه گرفته شوند.
برای مثال، اگر پروژه با کاهش بودجه مواجه شود، مدیر باید بداند کدام بخشها حیاتی هستند و کدام فعالیتها میتوانند تغییر کنند، بدون اینکه هدف اصلی پروژه از بین برود.
یکی از وظایف مهم مدیریت، استفاده مناسب از منابع محدود است.
نیروی انسانی، بودجه، تجهیزات و زمان همگی محدود هستند و یک پروژه نمیتواند بدون برنامهریزی مناسب از این منابع استفاده کند.
مدیریت استراتژیک کمک میکند منابع بر اساس اهمیت و ارزش فعالیتها اولویتبندی شوند.
این موضوع بهخصوص در سازمانهایی که همزمان چند پروژه اجرا میکنند اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مدیریت پروژه بیشتر روی اجرای صحیح یک پروژه تمرکز دارد؛ در حالی که مدیریت استراتژیک پروژه علاوه بر اجرا، به جایگاه پروژه در سیستم بزرگتر سازمان نیز توجه میکند.
در این رویکرد پرسشهایی مانند موارد زیر اهمیت پیدا میکنند:
آیا پروژه با اهداف سازمان هماهنگ است؟
آیا منابع به پروژههای دارای اولویت اختصاص یافتهاند؟
آیا ریسکهای راهبردی شناسایی شدهاند؟
آیا خروجی پروژه ارزش مورد انتظار را ایجاد خواهد کرد؟
این پرسشها باعث میشوند تصمیمهای پروژه با دید گستردهتری گرفته شوند.
محیط کسبوکار دائماً تغییر میکند. فناوریهای جدید، تغییر رفتار مشتری، شرایط اقتصادی و رقابت میتوانند فرضیات اولیه یک پروژه را تغییر دهند.
به همین دلیل، پروژهها گاهی نیازمند بازنگری در برنامه و روش اجرا هستند.
مدیریت استراتژیک به معنای داشتن یک برنامه کاملاً ثابت نیست؛ بلکه به معنای داشتن جهت روشن و توانایی تطبیق تصمیمها با شرایط جدید است.
کتاب مدیریت استراتژیک پروژه میتواند برای گروههای زیر مناسب باشد:
این کتاب بهویژه برای افرادی جذاب است که میخواهند پروژه را نه فقط به عنوان مجموعهای از فعالیتهای اجرایی، بلکه به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سازمان ببینند.
مهمترین موضوعات مرتبط با این اثر عبارتاند از:
مدیریت استراتژیک پروژه، مدیریت پروژه، برنامهریزی پروژه، استراتژی سازمان، مدیریت ریسک پروژه، اهداف پروژه، رهبری پروژه، همسویی استراتژیک، موفقیت پروژه، تصمیمگیری، مدیریت منابع و اجرای استراتژی.
یکی از چالشهای مدیران این است که میان اهداف بلندمدت سازمان و فعالیتهای روزانه پروژه ارتباط ایجاد کنند.
وقتی این ارتباط وجود نداشته باشد، ممکن است یک پروژه با وجود اجرای منظم، نتواند ارزش مورد انتظار را برای سازمان ایجاد کند.
مدیریت استراتژیک پروژه نگاه گستردهتری به فرآیند پروژه ارائه میدهد و مخاطب را با مفاهیمی مانند همسویی اهداف، ریسک، برنامهریزی و رهبری آشنا میکند.
نسخه اصلی این اثر نیز خود را به عنوان راهنمایی برای ارتقای پروژهها از «وظایف صرف» به دستاوردهای استراتژیک معرفی میکند.
کتاب مدیریت استراتژیک پروژه نوشته اسکات برکهولدر و ترجمه میلاد استاد محمدنظری، برای افرادی مناسب است که میخواهند ارتباط میان پروژه و استراتژی سازمان را بهتر درک کنند.
این کتاب موضوعاتی مانند برنامهریزی، همسویی اهداف، مدیریت ریسک، تصمیمگیری، رهبری و اجرای پروژه را در چارچوبی استراتژیک بررسی میکند.
در دنیای امروز، موفقیت یک پروژه فقط به تحویل بهموقع و رعایت بودجه محدود نمیشود؛ بلکه مهم است بدانیم پروژه چه ارزشی ایجاد میکند و چگونه به اهداف بزرگتر سازمان متصل میشود.
اگر در زمینه مدیریت پروژه، کسبوکار، مدیریت سازمانی یا برنامهریزی فعالیت میکنید، مدیریت استراتژیک پروژه میتواند منبع مناسبی برای توسعه نگاه استراتژیک شما به پروژهها باشد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.